.:: حرفای دل یک عاشق امیدوار ::.

*.*.* هرکه رفت پاره ای از دل ما را با خود برد!! *.*.*

×.× چقدر خوبه آدم یه کم عشق یا حتی خاطره زمینی یک عشق قدیمی تو زندگیش باشه!

 

بعد از فكر، عشق است كه مي ماند!

یعنی آدمهایی که خیلی اهل تفکرند درسته خیلی باحالند اما بدون یه کم عشق ،


بعد از اینهمه کار روزمره و شب مره و فشار و استرس و نگرانی آینده و زیر آب زنی همکاران و ....

دیگه حالی به آدم میمونه ؟ نه والله !

باور کن تو این بحث احمقانه هم نمیخوام وارد شم که کدام عشق؟؟؟

واسه آدمی که دوستش نداشته اند یا تو زندگیش سعادت دوست داشتن
چیزی یا کسی یا اعتقادی یا تندیسی یا عمارتی یا خاکی یا یادگاریی یا...
نداشته چه فرقی میکنه ؟؟؟

بزرگترین فقر آدمها فکر میکنی چیه ؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سیزدهم آبان 1389ساعت 0:31 AM  توسط  *.*.* Asheghe Omidvar *.*.*  | 

×.× بخند که ...!!!

 

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست
+ نوشته شده در  دوازدهم آبان 1389ساعت 11:5 PM  توسط  *.*.* Asheghe Omidvar *.*.*  | 

×.× دلشکسته یا د ل ش ک س ت ه !!

 

 

دلشکسته(محشره حتما تا آخرش بخون)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1389ساعت 0:33 AM  توسط  *.*.* Asheghe Omidvar *.*.*  | 

تو هم جزو اینا هستی؟؟ بعضی ها !

تو هم جزو اینا هستی؟؟
بعضی ها !



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هفدهم مهر 1389ساعت 9:23 AM  توسط  *.*.* Asheghe Omidvar *.*.*  | 

×.× سلام . . .

 سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی

فدای مهربونیات چه مکنی با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت

حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون

فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت

برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت

به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته

یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته

من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره

بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره

روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی

بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی

یه وقت من و گم نکنی تو دود اون شهر غریب

یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه

غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه

+ نوشته شده در  شانزدهم مهر 1389ساعت 0:45 AM  توسط  *.*.* Asheghe Omidvar *.*.*  | 

×.× سکووووووووووووووووت!!!!!!!!!

 

پرسید چقدر مرا دوست داری ؟
سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...
گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...
عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .
به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .
به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...
به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .
به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . .
به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران * دوستت دارم * .
به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم .
به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .
به عشق دیدنت بی قرارم . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .
به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی * دوستت دارم * . . .
من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .
لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .
آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...
به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .
من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ...
به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .
به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی
به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ...
ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها * دوستت دارم * .
پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟
این بار او سکوت کرد .
و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...
اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...
و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست. . .
+ نوشته شده در  پانزدهم مهر 1389ساعت 11:0 PM  توسط  *.*.* Asheghe Omidvar *.*.*  | 

مطالب قدیمی‌تر